سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

199

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

استفهام / هل يارج / آيا خوشبو هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / آرج / يك مرد خوشبو اسم مفعول / ماروج / يك مرد خوشبو شده مصدر / الارج / بوى خوش داشتن تذكر - در بعضى از كتب صرفى ديده شده كه بجاى ارج - يارج كه به معناى خوشبو بودن است ارخ - يارخ بخاء ضبط شده است به معناى تاريخ نگاشتن و اين سهو و اشتباه است زيرا اين ماده از باب سمع يسمع نيست بلكه از باب نصر ينصر مىباشد يعنى ارخ يارخ است . مشتقات باب ادب يادب ماضى معلوم / ادب / زيرك بود يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / ادب / زيرك شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يادب / زيرك هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يودب / زيرك مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليادب / بايد زيرك باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليودب / بايد زيرك شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / اودب / زيرك باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لتودب / زيرك بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يادب / نبايد زيرك باشد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يادب / زيرك نبوده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يادب / زيرك نيست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يادب / آيا زيرك هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده